چه کسی مسوول ناکامی ورزشکاران ایرانی در بازیهای اولمپیک پکن است؟ در تهران لبه تیز انتقاد و ابراز خشم متوجه دست اندرکاران سازمان تربیت بدنی شده است. ولی آیا آنها مقصر هستند؟ آیا تنها آنان مقصر هستند، و یا شکست و پس رفت ورزش ایران را باید به پای رژیمی گذاشت که جوانان را سرکوب می کند و با شیوه های شستشوی مغزی می خواهد این جوانان فرهیخته را به آدمکهای کوکی مبدل کند که در راه خواسته های رژیم حرکت کنند، و چنین امری با روح ورزش و روان آزادیخواهانه ورزشکاران ایرانی منافات دارد؟
ابتدا این گزارش تارنمای خبری تابناک را بخوانید:
«المپياد پكن و روياي نشانهاي رنگارنگ براي ايران، بسيار سريعتر از آنچه قابل تصور بود، به كابوس مبدل شد، تا بار ديگر نوبت به پاسخگويي متوليان ورزش كشور برسد. اما اين بار نتايج بازيهاي بزرگ آن قدر براي اين ملت ضعيف و تحقيركننده بود كه انتقادها را متوجه مسئولان ارشد ورزش كشور کرده است.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، سازمان تربيتبدني هر چهار سال يك بار با حضور در بازيهاي المپيك در آزموني جهانی عملكردش نمايان ميشود و رده بندي كه در اين آوردگاه بدست ميآورد، به عنوان نمره رئيس سازمان تربيتبدني و زيرمجموعه هاي مديريتي و اجرايياش ثبت و ضبط ميشود.
متاسفانه در پايان المپيك، اظهارات شخص اول فعلي ورزش كشور مبني بر عدم ناكامي ورزش ايران در اين رويداد آن چنان با واقعيت تناقض دارد و استدلال ضعيف و غيرقابل پذيرشي در پس آن به چشم مي خورد كه توسط اكثر كارشناسان به انتقاد گرفته شد.
به راستي كدامين عقل سليم ميپذيرد كه پس از افزايش فوق العاده اعتبارات سازمان تربيتبدني، اين دستگاهعريض و طويل با آن همه امكانات حتي نتواند دستاوردهاي گذشتهاش را تكرار كند و مديرانش، از عملكردشان به طور جدي دفاع كنند؟
آيا پس از چهل ميليارد تومان هزينه ويژه براي آمادهسازي تيمهاي المپيك (بدون در نظر گرفتن دیگر اعتبارات ميلياردي سازمان تربيتبدني) ميبايست تنها دستاورد كاروان پنجاه و چند نفره ايران يك مدال طلا و يك مدال برنز باشد؟ و در واقع قيمت تمامشده يك مدال طلا و يك گردنآويز برنز المپيك براي ايران چهل ميليارد تومان برآورد می شود؟
البته نمي توان چنين انگاشت كه كميته ملي المپيك و فدراسيونها بيتقصرند اما واقعيت امر ان است كه روساي فدراسيون ها چهرههاي مورد وثوق سازمان تربيت بدني بوده اند.
كميته ملي المپيك نيز با وجود انكه به مراتب بيشتر از فدراسيونها در اين شكست بزرگ سهيم بوده است اما باز هم با عنايت به اين نكته كه رئيس و دبيركل كميته ملي المپيك كاملاً با رئيس دستگاه ورزش هماهنگ شدند، مديريت سازمان ورزش مسئوليت اصلي را به گردن دارد.
در واقع دستگاه ورزش كشور با وجود اين ميزان خرج و برج، حتي اين ميزان توانمندي نداشت كه چهرههايي همچون حميد سوريان، احسان حدادي، آرش ميراسماعيلي، رضا يزداني و حسين رضازاده را در شرايط مدالآوري حفظ كند.
آيا خواست برخي نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي پيرامون استعفاي عليآبادي غيرمنطقي و غيراصولي است و يا با توجه به ضربه اي كه به ورزش ايران وارد شد، احترام به مردمي است كه غرورشان جريحهدار شده است؟ و نیز عملي شدن درخواست و توصيه هایی است كه احتمال می رود طي روزهاي آتي با جديت بيشتري در جهت احقاق حقوق حقه مردم پيگيري شود».
تا این جا نوشته تابناک بود. ولی از جوان ایرانی که روحیه او را سرکوب می کنند، خواسته هایش را فرو می نشانند و به جای فراگیری آخرین شیوه های رقابت، می کوشند او را فردی نمازخوان و مذهبی بار آورند و شب مسابقه او را به مراسم روضه خوانی و نوحه سرائی می کشانند، چه انتظاری جز این می توانند داشته باشند؟
هنگامی که به ورزشکار ایرانی می گویند که حق ندارد با رقیب اسرائیلی رویارو شود، حتی اگر مدال را از دست بدهد، وقتی ورزشکار ایرانی را ناچار به تمارض می کنند که با ورزشکار اسرائیلی مسابقه ندهد، هنگامی که جوان ایرانی را از هرگونه تماس و گفتگو با دختران ورزشکار خارجی محروم می سازند، هنگامی که روسای فدراسیونهای ایران افراد نالایق و بی اطلاعی هستند که تنها خصوصیتشان پیروی از خط رژیم است، و رابطه جایگزین ضابطه می شود، جز این چه انتظاری می توان داشت؟
نگاشته: عباس و- ر تهران
