English
עברית
العربية
همـدمی
   
 
و.ا.خ.ا.     تفسیر سیاسی     برای حکومت ایران در تلاش برای به دست گرفتن آقائی جهان "رقیب" پیدا شده است

تفسیر سیاسی هفته: 
روسیه، «رقیب جدی» حکومت ایران، در آقائی جهان!

23 اوت 2008

سالیان دراز است که جمهوری اسلامی ایران در رویای خام به دست گرفتن آقائی جهان، بخش عمده ای از ثروت ملی ایرانیان را به باد می دهد. ولی اتحاد جماهیر روسیه کاپیتالیستی نیز همین هدف را دنبال می کند و در پیشبرد آرزوی خود ملاحظه ای هم ندارد.

  
  

 

برای جمهوری اسلامی ایران، در تلاش به هدف به دست گرفتن رهبری دنیا رقیب پیدا شده است. یک رقیب جدی که قلدرمآبی می کند و به جای آن که تسلط بر کشورها را بخواهد از طریق صدور انقلاب و حمایت از گروههای ترور و برپا کردن سازمانهای چریکی و به جان هم انداختن شیعه و سنی انجام دهد، بدون رودربایستی و چک و چونه، ارتش سرکوبگر خود را وارد میدان می کند، علنا می کشد، آتش می زند و ویران می سازد.
برای حکومت اسلامی ایران رقیب جدی پیدا شده است که اتحاد جماهیر روسیه کاپیتالیستی نام دارد که اگر حکومت ایران می خواهد دوران خلافت اسلامی را باز گرداند، دولت مسکو قصد بازگردانیدن دوران امپراطوری تزارها را دارد و در این تلاش ممکن است آتش جنگ سرد بین شرق و غرب را دوباره شعله ور سازد و خاورمیانه و جهان را به دوران پرآشوب تنش و کشمکش باز گرداند.
در این تردید نیست که نبرد در اوستیای جنوبی را پرزیدنت ساکاشویلی آغاز کرد. ولی آیا او واقعا آغازگر جنگ بود؟ از مدتها پیش انتظار می رفت که آتش زد و خورد شعله ور گردد. روسیه در پشت پرده دائما تحریک می کرد و فتنه می آفرید تا به شیوه ای گرجستان را به مصاف بکشاند و برنامه از پیش تنظیم شده خویش را به اجرا بگذارد.
از نو برپا کردن امپراطوری تزارها مستلزم تسلط دوباره بر جمهوری های تجزیه شده است. جمهوری های غرب خاک روسیه در این راستا اهمیت درجه اول دارند و جمهوری گرجستان ضعیف ترین حلقه زنجیر است که از غرب، روسیه را محاصره کرده است.
 دولت تفلیس نیز «خود سری» می کند: برای برقراری دموکراسی در سرزمین گرجستان می کوشد، با ایالات متحده روابط نزدیک برقرار می سازد و حتی درخواست عضویت در پیمان نظامی ناتو را دارد.
برای دولت روسیه که می خواهد به دوران ابرقدرتی باز گردد، چنین وضعیتی قابل تحمل نیست و باید تا دیر نشده این روند را متوقف ساخت.
اگر تنها جمهوری گرجستان دچار این روند شده بود، شاید قابل چشم پوشی می بود. ولی دولت مسکو با نگرانی همین تحول را در جمهوری اوکراین  و جمهوری آذربایجان نیز احساس می کند.
خطرناکتر از آن (از دیدگاه روسیه)، لهستان و چکوسلواکی چنان به ایالات متحده نزدیک می شوند که حاضرند پایگاههای دفاع ضد موشکی در خاک خود برپا سازند - که هر اندازه دولت واشنگتن قسم می خورد که این پایگاهها علیه موشکهای جمهوری اسلامی ایران و کره شمالی است، کسی این قسم را باور نمی کند، زیرا دم خروس از زیر عبا دیده می شود و روسیه آن را به خطر اندازنده  امنیت خویش تلقی می کند - گرچه سیستم ضد موشکی جنبه دفاعی صرف دارد و نه جنبه تهاجمی.
در چنین وضعی حکومت ایران سردرگم است که چه سیاستی در پیش گیرد. ولی سوریه تردیدی به خود راه نمی دهد و بشار اسد قاطعانه در دیدار از مسکو به سران شوروی می گوید: حق دارید، مردم گرجستان را بکشید. آنها با اسرائیل همکاری داشتند و خواهان دوستی با ایالات متحده بودند.
حکومت اسلامی ایران نیز در اوج خیزش مردم مسلمان چچن، شتابزده به دفاع از ارتش روسیه در قتل عام مردم مسلمان آن سرزمین پرداخت و آزادیخواهان چچن را «اوباش و اراذل» خواند – و این در حالی که تروریست های فلسطینی را «شهادت طلبان اسلامی» لقب می دهد.
 مسلمانان چچنی قصد نابودی روسیه را ندارند، تنها چیزی را که می خواهند آن است که در خاک خودشان با عزت و احترام و استقلال زیست کنند. اسرائیل این استقلال و عزت و احترام را به فلسطینی ها پیشنهاد کرده و گفته است که می خواهد در کنار آنها همزیستی داشته باشد. ولی عوامل تندرو اسلامی در میان فلسطینی ها خواهان نابودی اسرائیل و برپائی یک حکومت اسلامی فلسطینی به جای آن هستند.
اما این بار در مورد بحران جنگی در گرجستان، حکومت ایران جانب احتیاط و سنجیدگی را در پیش گرفته است: اعلام نکرده که کدام طرف حق دارد، تنها توصیه کرد که طرفین اختلاف خود را از راه گفتگو حل کنند- شاید منظورش همان گفتگوهای طولانی و بی حاصل به هدف وقت کشی، بین حکومت ایران و آژانس بین المللی انرژی اتم بوده است.
حکومت ایران تجربه تلخ آذربایجان را از یاد نبرده است. در آنجا هم (مانند اوستیای جنوبی و آبخازیا) روسیه ادعا کرد که دولت نامشروع پیشه وری از او کمک خواسته و روسیه این درخواست را پذیرفته است. در مورد اوستیا و آبخازیا نیز روسیه می گوید خود مردم آن سرزمین ها هستند که می خواهند تحت سرپرستی روسیه قرار گیرند. علاوه بر این، صدها هزار نفر روسی تبار در این دوسرزمین زندگی می کنند که روسیه وظیفه خویش می داند از آنها پاسداری کند.
این نگرانی در مورد اوکراین و آذربایجان و لهستان نیز کاملا وجود دارد. در آنجا نیز شهروندان روسی بسیاری زندگی می کنند. به این سرزمین ها باید نام لتونی ، لیتوانی و استونی را نیز افزود و هنوز درگیریهای بین روس زبانان و دولتهای مرکزی این سه سرزمین دریای بالتیک را به یاد داریم.
حالا بشار اسد به مسکو می رود و خیلی علنی و با صراحت می گوید روسها در گرجی کشی کار خوبی کرده اند و توصیه می کند که  با هم از آنها بکشند. خوش خدمتی می کند، چاپلوسی می کند، تملق می گوید تا شاید از روسیه انعامی بگیرد. 
علاوه بر این، حکومت حزب بعث سوریه و پدر «جنت مکان» بشار، حافظ اسد نیز در کشتار شهروندان ید طولائی دارند. مگر فراموش شده است کشتار 18 سال پیش در شهر حماة در سوریه که هزاران نفر از مسلمانان گروه اخوان المسلمین به دست مامورین حزب بعث سوریه قتل عام شدند؟
اکنون پرسش در این است که آیا روسیه می خواهد جنگ سرد را از نو شروع کند؟
آیا دولت مسکو قصد دارد به عنوان تلافی جوئی نسبت به استقرار سیستم دفاع ضد موشکی آمریکا در لهستان، بیآید و در سوریه سیستم ضد موشکی اس- 300 برپا کند و پرواز هواپیماهای نظامی آمریکائی در منطقه را دچار اخلال سازد؟
سرنوشت دور چهارم قطعنامه ها علیه جمهوری اسلامی ایران چه خواهد شد؟
 آیا در شرائطی که روسیه با اروپا و آمریکا این چنین سروشاخ می شود- و حتی به تعهدات خود برای خروج فوری از اوستیا و گرجستان عمل نمی کند، و هشدار می دهد که ممکن است در خاک سوریه سیستم های نظامی بسیار پیشرفته مستقر سازد، حاضر خواهد بود در گسترش تحریمها علیه حکومت ایران، با غرب همکاری کند؟
در مورد سه قطعنامه پیشین نیز روسیه به ترفندهای بسیار دست زد و به کارشکنی های گسترده متوسل شد. آیا اکنون با لجاجت بیشتری به این شیوه ادامه خواهد داد؟
مقامات روسیه می گویند: گرچه در دراز مدت، حکومت اسلامی ایران اگر پا بگیرد ممکن است یک خطر بالقوه برای روسیه باشد و به تحریک و آشوب به هدف برانگیختن مسلمانان آن سرزمین دست بزند، ولی در حال حاضر وجود ایران و سوریه دو حلقه جدائی ناپذیر از تلاش مداوم روسیه برای بازگشت به مقام ابرقدرتی است.
 بزرگترین آرزوی امپراطوری تزاری رسیدن به آبهای گرم خلیج فارس از طریق تسلط بر خاک ایران بود- و در روسیه نیز این هدف، نه به صورت تلاش برای تسلط بر ایران، بلکه به شیوه ای دیگر دنبال می شود و آن، وابسته ساختن ایران به روسیه در بیشترین بخشها از امور تکنولوژی، صنعتی، اقتصادی و بین المللی است.
برای روسیه، در تلاش برای رسیدن به مقام ابرقدرتی، ایران یک گنجینه است که بی آن ادعای ابرقدرتی مفهومی ندارد. دولت مسکو به ادعای داشتن روابط دوستانه با تهران، از دولتهای غربی خراج می گیرد و به خاطر رابطه و نفوذی که در میان کشورهای غربی و ایالات متحده دارد، از دولت تهران باج دریافت می کند.
روسیه به نعل و به میخ می کوبد: در تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر می کوشد و حتی سوخت اورانیوم را برای آن کوره می فرستد، ولی در تکمیل و راه اندازی کوره شتابی ندارد.
در امضای قطعنامه تحریمها در شورای امنیت علیه حکومت ایران شرکت می کند، ولی تا آنجا که می تواند به کارشکنی می پردازد- و وقتی در تهران می پرسند: چگونه ممکن است که علیه منافع ما رای دادید، در پاسخ می گویند: اگر پافشاری ما نبود، قطعنامه شدیدتری علیه شما امضا می شد- پس انعام ما را بدهید!
به حکومت ایران، در مقابل دریافت مبالغ کلان، تکنولوژی موشکی و اتمی می فروشند، ولی هنگامی که به آنها اعتراض می شود، لبخند می زنند و با خونسردی تمام می گویند: نگران نباشید، ما نمی گذاریم که آنها به بمب اتمی برسند.
گوئی خرگوشی در کلاه خود می پرورانند که به موفع آن را رو خواهند کرد.
در این میان، حکومت ایران همچنان به برباد دادن ذخیره های مالی کشور و درآمد نفت ادامه می دهد.
با آنکه همه ارزیابیهای اطلاعاتی حکایت از آن دارد که موشک پرتاب شده آنان شکست خورده و به هدف تعیین شده نرسیده، اعلام می دارند که تا ده سال دیگر می خواهند انسان به فضا بفرستند.
در تامین آب و برق و بنزین و آذوقه مردم درمانده اند، ولی قصد فرستادن انسان به فضا دارند! چه سودی به حال مردم ایران دارد؟
نکته دهشتناک و تاسف باری که کمتر به آن توجه شده این واقعیت دردناک است که آنان بدون داشتن یک زیربنای تکنولوژی به چنین جهش هائی دست می زنند.
در اکثر صنایع مصرفی به شدت عقب مانده هستند، ولی در رشته تکنولوژی موشکی و فضائی پیشرفت های غروربرانگیزی دارند.
ولی در میان این دو، خلاء و پرتگاه وجود دارد. یعنی حکومت ایران فاقد آن قشرهای مهندسین و کمک مهندسین و کارگران فنی و کارشناسان طراحی و تولید است که بتوانند آن تکنولوژی پیشرفته خریداری شده از خارجیان را نگاهداری و مواظبت کند- و بنابراین، همیشه برای نگاهداری از تاسیسات حساس اتمی و موشکی و فضائی خود به مستشاران خارجی نیاز خواهند داشت که پیامد آن مثلا در مورد راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر ممکن است فاجعه بار باشد.
نوشته: منشه امیر
اورشلیم: 23ر8ر2008
برگرفته از: رادیو اسرائیل

 

به دیگران بفرستید
چاپ کنید
این نشانی را ذخیره کنید
   
 
   
 
     دیدگاه شما | نقشه